تبليغاتX
اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

ظهور نزديك است .

حضرت معصومه (سلام الله علیها)

1. مهدی اکبری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 بی بی جان   مددی مددی 740 0:06:16


2. سید مجید بنی فاطمه

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 اشعار در مورد ائمه علیهم السّلام 2,853 0:23:09


3. چایچیان (حسان)

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 پروانه ها آوُردن رو بالشون ستاره 851 0:06:51


4. احد قدمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حضرت معصومه، کریمه آل عبا، زینب ثانی 705 0:05:58


5. حاج محمد رضا طاهری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 به سینه دل تپیده ام، نور خدا دمیده ام 601 0:08:12


6. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 زآسمان شمیم کوثر آمد 506 0:07:43


7. سید مهدی میرداماد

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان

1

فاطمه فاطمه یا معصومه

250

0:03:22

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 15:17  توسط احسان فريدي  | 

ولادت حضرت معصومه

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار،  از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و  تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

سرچشمه دانش

 حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره مي گويد: ?هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد?.بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم(ع) حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والا مقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) ?عالمه غير معلمه? بوده است. 

 

مظهر فضايل

 حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را  به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: ?آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي امير مومنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.?

 

 

مقام علمي حضرت معصومه (س)

 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از  شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س)که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س)جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش .

 

   

فضيلت زيارت

 دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نو ميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي  شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند ، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: ?هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست?.

 

برگزيدن شهر قم

پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد  چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت  به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: ?بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش  مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بد ين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است.

 

غروب غمگين

حضرت فاطمه(س) پس از  ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.

 

زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات

 درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام ?سعد بن سعد? به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام  هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: ?اي سعد! از ما در نزد شما قبري است?. سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: ?آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.?

پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: ?هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد?.  و در حديث ديگري آمده است: ?زيارت او، هم سنگ بهشت است?.

 

زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)

 يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان  (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع  آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين، نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است.  باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت(س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.

 

امام رضا (ع) و لقب ?معصومه?

 حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل ?معصومه? ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي(ع) در اين باره مي گويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: ?هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است?.

 

کريمه اهل بيت

 حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب ?کريمه اهل بيت? ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم  آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي-که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.

 

القاب حضرت معصومه (س)

 به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه(س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)،  حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

 

شفاعت حضرت معصومه (س)

 بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به ?مقام محمود? تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام ، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله ?خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد?، با کلک تقدير نقش بسته بود. اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: ?با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند?.

 

سرّ قداست  قم

در  احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: ?بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند?. او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س) ،مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.  

 

محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم

 مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت  شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که  هستيد؟   مي فرمايد: ?من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم?. اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.

  

سرآمد بانوان

 فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش ، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي،  فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس  قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: ?بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها،سيده جليله معظمه ، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است.

 

   

فضيلت بي نظير 

 شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند:  ?در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا(ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست?.  بي گمان اين گونه اظهارنظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.

 

 

بوي وصال

 بي شک اهل بيت پيامبر (ص) چهره هاي پرفروغي به جهانيان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضايل  مي درخشد. درخشان ترين ستاره در ميان بانوان هفتمين منظومه ولايت، فاطمه فرزند پاکيزه موسي بن جعفر (ع) است؛ بانويي که سالهاست تشنگان معرفت از حريمش،زلال ايمان مي نوشند و عارفان با گذر بر زندگي فرزانه اش و درک لحظه هاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود مي گشايند و بوي وصال را در گستره زمين منتشر مي سازند. اينک غروب غم انگيز اين سيده جليله، بر همه دوستداران اهل بيت تسليت باد و دست هاي نيازمند ما، در روز محشر از دامان محبت و گذشت فاطمه معصومه (س) کوتاه مباد!

 

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو           زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين          ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 15:16  توسط احسان فريدي  | 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پی حادثه خونین تروریستی در زاهدان در پیام تسلیتی با اشاره به آلوده بودن دست طراحان سیاسی برخی قدرتهای مداخله گر و دستگاههای جاسوسی آنان به ایجاد فتنه و برادرکشی میان مسلمانان، برهوشیاری مردم، پیگیری مسئولان و توجه کافی به توطئه ی دشمنان با حفظ یکپارچگی و وحدت اسلامی و ملی تأکید کردند.

متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حادثه ی خونین تروریستی در زاهدان که به شهادت جمعی و مجروح شدن جمع بیشتری از ارادتمندان به اهل بیت نبوت در روز شهادت حضرت صدیقه ی طاهره سلام الله علیها انجامید موجب تأسف و تأثر و نگرانی فراوان اینجانب گردید. تعرض به جان مردم مؤمنی که برای عبادت خداوند و عرض ارادت به اهل بیت علیهم السلام در خانه ی خدا گرد آمده اند جنایت بزرگی است که خداوند مرتکبان و مسبّبان آن را نخواهد بخشید: وَ مَن یَقتُل مُؤمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِ. مباشران این جنایت اگر چه ممکن است بر اثر عصبیت و جهل مرتکب این گناه بزرگ شده باشند لیکن نمی توان تردید کرد که دست طراحان سیاسی برخی قدرتهای مداخله گر و دستگاههای جاسوسی آنان نیز به خون بیگناهان این حادثه ی خونین آلوده است. ایجاد فتنه و آشوب و برادرکشی میان مسلمانان در کشورهای این منطقه و در کشور عزیز ما یکی از هدفهای همیشگی دشمنان جمهوری اسلامی بوده و تنها با هوشیاری مردم و پیگیری مسئولان میتوان جلو این خباثت و رذالت سیاسی را گرفت. لازم است مردم مؤمن و بیدار زاهدان و دیگر شهرها در آن استان و همه جای کشور توجه کافی به توطئه ی دشمنان داشته باشند و با حفظ یکپارچگی و وحدت اسلامی و ملی، دشمنان ایران و اسلام را ناکام سازند. لازم است علما و معتمدان اهل تسنن در آن استان مواضع قاطع خود را در بیزاری از مفسدانی که بنام دفاع از اهل سنت دست به چنین جنایاتی میزنند، بار دیگر صریحاً ابراز نموده مردم را از کید و مکر دشمن آگاه سازند، و نیز لازم است علما و متنفذان شیعه همگان را از نیت شوم دشمنان که ایجاد کینه های مذهبی و قومی است مطلع ساخته از واکنشهای نسنجیده و عصبی جلوگیری نمایند. مسئولان و مأموران امنیتی و سیاسی باید با هوشیاری و جدیت از امنیت عموم مردم مسلمان پاسداری نموده عاملان این جنایت را به پنجه ی عدالت بسپرند. اینجانب به خانواده های داغدار، همدردی و تسلیت خود را معروض داشته علو درجات برای شهیدان و شفای عاجل برای مجروحان از خداوند متعال مسئلت می نمایم.

سیدعلی خامنه ای      

8 خرداد 1388       

4 جمادی الثانی 1430  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 15:15  توسط احسان فريدي  | 

شهادت امام صادق عليه السلام

امام صادق(عليه‎السلام) هشتمين ستاره فروزان آسمان عصمت، و ششمين اختر تابان‏سپهر امامت و ولايت در هفدهم ربيع‏الاول سال‏83 ه.ق در مدينه چشم به جهان گشود، ودر 25 شوال سال 148 در 65 سالگي به دستور منصور دوانيقي (دومين طاغوت عباسي)مسموم شده و به شهادت رسيد. در زندگي سراسر افتخار او، دو موضوع همچون دو جريان ‏هميشگي با پرتلاش‏ترين شکل در راس موضوعات ديگر ديده مي‏شد، که هر دو در يک صراط قرار داشته و تکميل کننده همديگر بودند که عبارت‏اند از: طاغوت زدايي و نشان‏ دادن چهره اسلام ناب؛ اسلام محمد(صلي الله عليه و آله) و علي(عليه‎السلام).

آن حضرت در وضعيتي قرار گرفت، که اسلام چهره حقيقي خود را از دست داده بود، و از قرآن و اسلام جز نامي باقي نمانده بود، چرا که مدتي با امويان و سپس با عباسيان درگير بود که بر کشور پهناور اسلامي حکومت مي‏کردند، و همه چيز را با ميل‏ و هوس‏هاي نفساني خود رتق و فتق مي‏نمودند، و اسلام را به دنبال اهداف شوم خود مي‏کشيدند و آن را پلي براي اجراي مقاصد طاغوتي خود قرار داده بودند.

 

امام صادق(عليه‎السلام) در طول 34 سال امامت‏ خود (114 148 ه.ق) با پنج‏ حکمران اموي؛

يعني هشام بن عبدالملک، وليد بن يزيد، يزيد بن وليد، ابراهيم بن وليد، مروان بن‏محمد، درگير بود، پس از انقراض آنها با دو خليفه عباسي يعني عبدالله بن محمد،معروف به سفاح و منصور دوانيقي رو به رو گرديد. آن حضرت براي نجات اسلام و مسلمين چاره‏اي نمي‏ديد، جز اين که مانند پدرش امام باقر(عليه‎السلام) دو موضوع را مساله ‏اصلي زندگي خود قرار دهد؛ يعني همان دو موضوعي که از کلمه طيبه «لا اله الاالله‏» نشات مي‏گرفت، و تحقق عيني چنين کلمه‏اي که اساس اسلام محمد(صلي الله عليه و آله) و علي(عليه‎السلام)را تشکيل مي‏داد، نياز به انقلاب سياسي و نفي طاغوت‏ها، و انقلاب فرهنگي و آموزش‏براي رشد و آگاهي بخشي جامعه داشت، تا با اين «نفي‏» و «اثبات‏» بتواند اسلام‏را از زير حجاب‏هاي جهل و غرور خودکامگان رهايي بخشد، و چهره ناب آن را به عموم‏نشان دهد. روشن است که چنين کار بزرگي، بسيار دشوار و طاقت فرسا بود، در عين‏حال امام صادق(عليه‎السلام) که خود را وقف اسلام و قرآن نموده بود، با همتي بلند و اراده‏اي‏محکم، به اين کار بسيار عميق و بزرگ دست زد، و تا آخر عمر هم‏چنان با قاطعيت‏ادامه داد و سرانجام در اين راه شهد شهادت نوشيد.

بنابراين، آن حضرت همه وجودش را در مسير اين نفي و اثبات فدا نمود، و به‏پيروان خود آموخت که اصلي‏ترين کار آنها بايد اين دو کار سياسي و فرهنگي باشد،که اساس رشد و تکامل همه جانبه در پرتو آن به دست‏خواهد آمد.

 

تاسيس دانشگاه جعفري يا حوزه علميه

شاگردان امام باقر(عليه‎السلام) پس از درگذشت آن‏ حضرت به گرد شمع وجود امام صادق(عليه‎السلام) حلقه زدند. امام عليه السلام نيز با جذب ‏شاگردان جديد به تاسيس يک نهضت عظيم فکري و فرهنگي و بالنده مبادرت ورزيد، به‏گونه‏اي که طولي نکشيد مسجد نبوي در مدينه منوره و مسجد کوفه در شهر کوفه به ‏دانشگاهي عظيم تبديل شد. درگيري شديد بين بني‏عباس و بني‏اميه، آنان را آن چنان ‏به خود مشغول کرده بود، که فرصتي طلايي براي امام صادق(عليه‎السلام) و يارانش به دست آمد، آن حضرت با استفاده از اين فرصت ‏به بازسازي و نوسازي فرهنگ ناب اسلام پرداخت و شيفتگان مکتب حق از اطراف و اکناف، از بصره، کوفه، واسط، يمن و نقاط مختلف حجازبه مرکز اسلام; يعني مدينه، سرازير شدند و چون پروانگاني دلباخته به گرد شمع‏وجود امام صادق(عليه‎السلام) تجمع کردند.

روز به روز به تعداد شاگردان مي‏افزود، به گونه‏اي که تعداد آنها به چهار هزارنفر رسيد.

شيخ طوسي (وفات يافته 460 ه.ق) در رجال خود تعداد شاگردان امام صادق(عليه‎السلام) را 3197 مرد و 12 زن نام مي‏برد.

«حسن بن علي بن زياد وشاء» که خود از اساتيد حديث، و از شاگردان امام‏ رضا(عليه‎السلام) است، مي‏گويد: «من در مسجد کوفه نهصد استاد حديث را ديدم که از امام‏صادق(عليه‎السلام) نقل حديث مي‏کردند، و مکرر مي‏گفتند: قال الصادق، قال جعفر بن محمد(عليه السلام)‏».

اين دانشگاه عظيم صدها مجتهد، استاد، دانشمند و محقق تربيت‏شدند، که هر کدام‏از شخصيت‏هاي بزرگ علمي به شمار مي‏آمدند، و گروهي از آنان داراي آثار علمي وشاگردان متعدد شدند. شيخ مفيد (وفات يافته‏413 ه.ق) مي‏نويسد: «به قدري علوم‏از امام صادق(عليه‎السلام) نقل شده که در همه جا پخش شده، و زبان به زبان به گردش درآمده‏است، و از هيچ يک از افراد خاندان رسالت، آن همه علم و حديث، نقل نشده است.»

با توجه به اين که شاگردان امام صادق(عليه‎السلام) به شيعيان انحصار نداشتند، بلکه ديگران‏ نيز از خرمن فيض او خوشه مي‏چيدند. مالک، پيشواي فرقه «مالکي‏» در ضمن گفتاري ‏گويد: «در علم و عبادت و پاک‏زيستي، برتر از جعفر بن محمد(عليه‎السلام) هيچ چشمي نديده، و هيچ گوشي نشنيده و به قلب هيچ بشري خطور نکرده است.» ابوحنيفه پيشواي فرقه ‏حنفي، دو سال شاگرد امام صادق(عليه‎السلام) بود، به طوري که اين دو سال را اساس و سرمايه‏اصلي علوم خود دانسته و مي‏گويد: «لولا السنتان لهلک نعمان; اگر آن دو سال نبود،نعمان هلاک مي‏شد.» از گفتني‏ها اين که: روزي منصور دوانيقي طاغوت عصر امام‏صادق(عليه‎السلام)، ابوحنيفه را احضار کرد و به او گفت: مردم شيفته جعفر بن محمد شده‏اند واو داراي شاگردان بسيار شده است، يک سري مسائل دشواري را نزد خود در نظر بگير،تا در ملا عام از او بپرسي، تا او در پاسخ فروماند، و از نظر چشم مردم ساقط شود.

«ابوحنيفه مي‏گويد: چهل مساله مشکل نزد خودم رديف کردم، و به مجلس منصوردوانيقي در «حيره‏» حاضر شدم، ديدم جعفر بن محمد(عليه‎السلام) در سمت راست منصور نشسته‏است، همين که چشمم به آن حضرت افتاد آن چنان تحت تاثير شکوه و جلال او قرارگرفتم که خود را باختم، سلام کردم و با اشاره منصور نشستم، منصور به امام رو کردو گفت: «اين ابوحنيفه است.» امام فرمود: آري او را مي‏شناسم. سپس منصور به من‏رو کرد و گفت: «اي ابوحنيفه! مسائل خود را از جعفر بن محمد(عليه‎السلام) بپرس.» من‏سؤال‏هاي خود را مطرح کردم، هر سوالي که از آن حضرت مي‏پرسيدم، او بي‏درنگ پاسخ‏مي‏داد، و ابعاد مساله را بيان مي‏کرد، و مي‏گفت: عقيده شما درباره اين مساله‏چنين است، و به عقيده مردم مدينه چنان است و به عقيده ما چنين مي‏باشد، در بعضي‏از موارد نظر آن حضرت با عقيده من موافق بود و در بعضي موارد با نظر اهل مدينه‏توافق داشت و گاهي با هر دو مخالف بود، و به اين ترتيب به چهل سؤال مطرح شده من‏پاسخ داد، آن گاه ابوحنيفه گفت: «اءليس ان اعلم الناس اعلمهم باختلاف الناس؛

مگر نه اين است که دانشمندترين مردم آن کسي است که آگاه‏ترين آنها به اختلاف مردم ‏به فتواها و مسائل فقهي باشد.» از حوزه علميه امام صادق(عليه‎السلام) شاگردان برجسته‏اي‏ که خود بعدها به عنوان استاد و اسطوانه جهان تشيع به شمار مي‏آمدند و هر کدام‏ موسس کلاس‏هاي بزرگ علمي، و صاحب تاليفات شدند بروز نمودند؛ مانند هشام بن حکم، جابر بن حيان، زراره بن اعين، ابان بن تغلب، مفضل بن عمر، هشام بن سالم، مؤمن‏الطاق و...

هشام بن حکم علامه عصر خود بود و تعداد تاليفات او را که بيش‏تر در محور معارف‏و عقائد به ويژه درباره مساله مامت‏بود، تا 31 کتاب ذکر نموده‏اند.

جابر بن حيان که او را پدر علم شيمي مي‏خوانند، يکي از شاگردان‏امام صادق(عليه‎السلام) بود که کتابي در هزار صفحه، شامل پانصد رساله در علوم مختلف تاليف نمود.

کوتاه سخن آن که: تاريخ‏نويس و تحليل‏گر مشهور «ابن خلکان‏» مي‏نويسد:

«جعفر بن محمد (امام صادق) يکي از امامان دوازده گانه بر اساس مذهب شيعه‏اماميه، از بزرگان خاندان پيامبر(صلي الله عليه و آله) است که به خاطر راستي و درستي رفتار وکردار و گفتارش، او را صادق نامند، فضايل و کمالاتش مشهورتر از آن است که نيازبه توضيح باشد.» سپس به عنوان نمونه يکي از شاگردانش، جابر بن حيان را معرفي‏ مي‏کند.

 

مبارزه امام صادق(عليه‎السلام)

همان گونه که گفتيم امام صادق(عليه‎السلام) دوش به دوش نهضت عظيم‏علمي و انقلاب فرهنگي، در هر فرصتي به طاغوت زدايي پرداخت، او هرگز تسليم‏طاغوت‏هاي عصرش نشد، بلکه همواره با آنها در ستيز بود، و سرانجام در همين راستا،او را شهيد کردند.

آن حضرت گرچه قيام مسلحانه بر ضد طاغوت‏هاي عصرش نکرد، ولي با شمشير زبان وقلم، در هر فرصتي به جنگ آنها رفت و آنها را محکوم کرد، و در مورد قيام‏مسلحانه، به يکي از شاگردانش به نام سدير که در کنار چند عدد گوسفند توقف کرده‏بودند فرمود: «والله لو کان لي شيعه بعدد هذه الجداء ما وسعني القعود؛ سوگند به خدا اگر شيعيان(راستين) من به اندازه تعداد اين بزغاله‏ها بودند، خانه نشيني‏ برايم روا نبود، و قيام مي‏کردم.» وقتي که سدير آن بزغاله‏ها را شمرد، هفده عدد بودند.

امام صادق(عليه‎السلام) همواره مساله ولايت را مطرح مي‏کرد، و مي‏فرمود: «ولايت از نماز، روزه، زکات و حج‏ برتر است، و دليل آن را چنين ذکر مي‏کرد: «لانها مفتاحهن‏والوالي هو الدليل عليهن؛ زيرا ولايت کليد همه آنها است، و حاکم و رهبر، راهنماي ‏مردم به سوي همه آنها است.» و گاهي مي‏فرمود: «من مدح سلطانا جائرا و تخفف وتضعضع له طمعا فيه کان قرينه في النار؛ کسي که سلطان ستمگري را تمجيد کند، و دربرابر او فروتني و کرنش نمايد، تا در کنار او به نوايي برسد، چنين کسي همدم آن‏سلطان در ميان آتش دوزخ خواهد بود.» و زماني ديگر از رسول خدا(صلي الله عليه و آله) نقل مي‏کرد که‏فرمود: «الفقهاء امناء الرسل ما لم يدخلوا في الدنيا; علماي دين نمايندگان‏امين پيامبران هستند تا هنگامي که وارد در دنيا نشده‏اند.» شخصي از رسول خدا(صلي الله عليه و آله)پرسيد:نشانه ورود آنها در دنيا چيست؟

رسول خدا(صلي الله عليه و آله) فرمود: «اتباع السلطان، فاذا فعلوا ذلک فاحذروهم علي دينکم؛ پيروي سلطان، هرگاه دانشمندان چنين کنند، براي حفظ دينتان از آنها بپرهيزيد.»

منصور دوانيقي، دومين طاغوت خشن عباسي در ضمن نامه‏اي به امام صادق(عليه‎السلام) نوشت:

«چرا مانند ساير مردم به مجلس ما نمي‏آيي و جزء اطرافيان ما نمي‏شوي تا از سوي‏ما بهره‏مند گردي؟!» امام صادق(عليه‎السلام) در پاسخ نوشت: «در نزد ما (از امور مادي)چيزي نيست که براي آن از تو بترسيم، و در نزد تو از نظر معنوي چيزي نيست که به‏خاطر آن به تو اميدوار گرديم، در نزد تو نه نعمتي وجود دارد که به حضورت بياييم‏و به خاطر آن به تو تبريک گوييم، و نه تو خود را در بلا و مصيبت مي‏بيني که‏بياييم و به تو تسليت‏بگوييم، بنابراين براي چه نزد تو بيايم و در مجلس تو شرکت‏کنم؟» منصور پس از دريافت اين پاسخ کوبنده، نوشت: نزد ما بيا و ما را نصيحت کن.

امام صادق(عليه‎السلام) در جواب نوشت: «کسي که دنيا خواه است تو را نصيحت نمي‏کند(زيرادنيايش به خطر مي‏افتد) و کسي که آخرت خواه باشد، نزد تو نمي‏آيد.» به اين ترتيب‏امام صادق(عليه‎السلام) انقلاب سياسي خود را پي‏ريزي مي‏کرد، و مردم را بر ضد حکومت طاغوتيان‏مي‏شورانيد و از نزديک شدن به آنها برحذر مي‏داشت، و دو موضوع انقلاب فرهنگي وسياسي را در راس مسائل، و از مسائل اصلي قرار داده بود، پيروان راستين او نيزبايد در همين صراط مستقيم که همان صراط مستقيم قرآني است گام بردارند.

 

"حجة الاسلام و المسلمين محمد محمدي اشتهاردي"

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 15:14  توسط احسان فريدي  | 

شیطان

از چند جهت می توان گفت: برای شیطان راه توبه و برگشت وجود ندارد:

1 - قرآن مجید اعمالی را قابل توبه می داند كه از روی نادانی انجام گیرد: "انما التوبة علی الله للذین یعملون السوء بجهالة؛ پذیرش توبه بر خدا است نسبت به كسانی كه از روی جهالت كار زشت انجام می دهند".(1)

در جای دیگر فرمود: "پروردگارتان رحمت بر بندگان را بر خود نوشته است كه هر كس از روی نادانی كار زشتی انجام دهد، سپس توبه نماید و خود را اصلاح كند، او توبه پذیر و مهربان است".(2)

منظور از جهالت، ندانستن نیست، بلكه عمل زشتی است كه از روی طغیانگری و عناد سر نزده باشد، بلكه از روی هوی و هوس انجام شده باشد.

در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده كه مقصود از جهالت ، گناهی است كه بندة خدا آن را انجام می دهد كه گرچه از حكم آن آگاه می باشد، ولی آن گاه كه تصمیم می گیرد عمل خلافی انجام می دهد، در واقع جاهل است. آن گاه حضرت به آیه ای كه مربوط به حضرت یوسف (ع) است استدلال می كند.(3) قرآن مجید از یوسف یاد می كند كه وی به برادرانش گفت: آیا به خاطر دارید ستمی كه بر یوسف و برادرش روا داشتید، در حالی كه همگی نادان بودید؟(4) نادانی به معنای ناآگاهی آنان از زشتی ظلم نبود، بلكه همگی آن را می دانستند، ولی این علم در بازداری آنان مؤثر نبود، گویی نسبت به زشتی كار خود به كلی ناآگاه بودند. خودخواهی و هوی و هوس مانند حسادت میان آنان و زشتی عمل پردة ضخیمی پدید آورده بود.

بر این اساس شیطان كه از روی طغیان و تمرد نافرمانی خدا را كرد، راه توبه را روی خود بسته است.

شیطان از خدا می خواهد به او مهلت دهد تا دیگران را گمراه كند، نه این كه به جبران گذشته بپردازد.

 "از آیات قرآن استفاده می شود كه شیطان بعد از انجام آن گناه و ایستادگی و لجاجت در برابر پروردگار سعادت و نجات خود را در جهان دیگر به كلی به خطر انداخت، بنابراین ، گناهان شیطان به حدی است كه قابلیت توبه را از او سلب كرده و توبة او قابل پذیرش نیست و جایگاه ابدی او جهنم خواهد بود".(5)

2 - یكی از شرایط توبه، جبران گذشته و اصلاح آن است و این امر برای شیطان قابل اجرا نیست، زیرا گناه او علاوه بر نافرمانی خدا، گمراهی بسیاری از مردم بوده است. كسی كه دیگری را گمراه كرده، اگر بخواهد توبه كند و توبه اش پذیرفته شود، باید همه آن ها را هدایت نماید. چگونه می تواند شیطان، افرادی را كه در طول قرن های متمادی به هر طریق گمراه كرده، هدایت كند؟!

پی نوشت ها :

1 - نساء (4) آیه 17.

2 - انعام (6) آیه 54.

3 - بحارالانوار، ج6، ص 32.

4 - یوسف (12) آیه 89.

5 - تفسیر نمونه، ج6، ص 112 - 105، با تلخیص

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 15:14  توسط احسان فريدي  | 

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه ای با تسلیت شهادت سردار سرتیپ پاسدار شوشتری،جمعی دیگر از فرماندهان ، سران طوایف و مردم محلی به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر (عج) ، فرمانده معظم کل قوا و خانواده معظم شهدا اعلام کرد ، درباره این جنایت و اقدام تروریستی اخبار و اطلاعات تکمیلی ، به استحضار ملت شریف و انقلابی ایران اسلامی خواهد رسید.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از واحد مرکزی خبر ، سپاه پاسداران در این اطلاعیه اعلام کرد : به دنبال واگذاری مسئولیت تامین امنیت منطقه سیستان و بلوچستان به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اتخاذ راهبرد امنیت پایدار و بومی با بهره گیری از ظرفیت های منطقه ای و مردمی و انتصاب یکی از یادگاران و فرماندهان سرافراز در دوران هشت سال دفاع مقدس برای این امر مهم و دستاوردهای موثر در این عرصه ، استکبار جهانی با تحریک ایادی سرسپرده و مزدور خود در منطقه ، نشست مردمی سپاه را با سران طوایف و آحاد مردم مظلوم و بومی منطقه مورد اقدام کور تروریستی قرار داد.
این اطلاعیه می افزاید: تردیدی نیست که این اقدام وحشیانه و ضدبشری در راستای استراتژی شیطانی بیگانگان و دشمنان زخم خورده نظام و انقلاب در شکستن وحدت شیعه و سنی،ایجاد انشقاق بین صفوف متحد و یکپارچه ایرانیان بصیر، تضعیف کارکردهای مردمی و امنیت آفرینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منطقه محروم جنوب شرق کشور و انتقام از تعامل و مشارکت ورزی مردم عزیز و بیدار منطقه در این صحنه صورت گرفته است.
همچنین دراین اطلاعیه با اشاره به نقش سرنوشت ساز و روشنگرانه سپاه در خنثی سازی تهدیدات و توطئه های دشمنان داخلی و خارجی به ویژه عوامل منفور و وابسته استکبار در منطقه سیستان و بلوچستان آمده است: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تاسی به آموزه های دینی و انقلابی و بهره گیری از تجارب ارزشمند و موفق در مقابله با دشمنان ملت ایران در سه دهه اخیر همچنان به عنوان نهادی فداکار و پیشتاز در عرصه تامین امنیت و آرامش عمومی جامعه و صحنه زندگی مردم عزیز کشورمان ، از هیچ تلاشی دریغ نورزیده و بدون توجه به تبلیغات مسموم و ناجوانمردانه و هجمه های امپریالیسم رسانه ای همه توان و سرمایه خود را برای سرافرازی ، سربلندی و پیشرفت ایران اسلامی به کار خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 15:14  توسط احسان فريدي  | 


* حوله ي حمام بود !
* سفره ي غذا
* تو کارهاي سنگين دور کمر بسته ميشد!
* موقع گرد و غبار و بادهاي تند دور سر و صورت پوشيده ميبستند
* به عنوان بقچه و ساک دستي
* تو گرما خيس ميکردند و جلو صورت ميگرفتند و در خلاف جهت باد مي ايستادند اونوقت ميشد کولر !
* وقتي خيس ميشد براي نجات گرما زده غوغا بود!
* تور ماهيگيري در اوقات فراغت !
* وقتي تميز بود به عنوان صافي شربت هم استفاده ميشد !
* براي بستن زخم مجروحين بهترين باند و شريان بند بود
* موقع تک شيميايي در نبود ماسک ضد گاز بهترين وسيله چفيه ي خيس بود!
* گاهي هم جاي سجاده نماز
* در هواي سرد براي جلوگيري از سينوزيت مفيد بود!
* تو روضه ها و عزاداري ها هم دستمال اشک ميشد
* در دسترس ترين کفن براي پيکر قطعه قطعه شده شهدا
* براي پوشيدن چهره ي نمازشب خون ها هم مفيد بود
* دور کننده ي حشرات سمج و موذي!
* دستمال مرطوب براي پيشوني افراد تب دار
* عرقگير
* دستگيره براي برداشتن ظرف غذاي داغ !
*و صدها کاربرد دیگر.................

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 15:6  توسط احسان فريدي  | 

ظهور

چه خوشست بوی عشق از نفس نیازمندان         دل از انتظار خونین دهن از امید خندان

بنا بر نص صریح قرآن کریم، هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) بر آن شد که برای ملاقات و مناجات با پروردگار خویش آهنگ کوه طور نماید، قوم خویش(بنی اسراییل ) را فراخواند و آنان را وعده کرد که تا پایان سی روز آینده به سوی ایشان باز خواهد گشت و آنگاه که خداوند متعال ده روز دیگر بر آن سی روز افزود عده ای از بنی اسرائیل گفتند موسی (علیه السلام) خلف وعده کرده و این مسأله زمینه ساز فتنه سامری و گوساله پرستی قوم یهود گردید. (الأعراف/142)

با توجه به پیامها و عبرتهای موجود در آیه یاد شده باید گفت یکی از آفتها و آسیبهایی که می تواند به منزله یک تهدید برای نهضت انسان ساز و امید آفرین مهدویت به شمار رود مسأله "توقیت" یا تعیین وقت واقعه ظهور است.

 

به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد. چه آنکه وقتی گفته می شود ظهور در فلان زمان مشخص حتما واقع خواهد شد ولی در زمان وعده شده ظهور تحقق نپذیرد آنگاه فرد منتظر افزون بر اینکه ممکن است ایمان خویش را نسبت به اصل ظهور منجی از دست دهد سرشکسته، مأیوس و ناامید نیز خواهد شد. از سوی دیگر چنانچه گفته شود ظهور تا فلان زمان خاص به وقوع نخواهد پیوست آنگاه فرد منتظر به خیال اینکه هنوز تا زمان ظهور فرصت کافی در اختیار دارد تلاش خویش را برای دستیابی به آمادگی لازم برای واقعه ظهور فروخواهد گذاشت.

 این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند.

بدینسان می توان گفت کارکرد حقیقی انتظار در عصر غیبت در گرو عدم تعیین وقت خاص برای واقعه ظهور می باشد.

از همین روست که در کثیری از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با "کذب" خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند. چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به "اسحاق بن یعقوب" آمده است:

 "... و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون"(3)

 (و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند)

البته نهی از "توقیت" نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش،که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه  باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای "عهد" آمده است:

"... اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا"(4)

(پروردگارا! با حضور ولی و دوست خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما آن را نزدیک می بینیم)

 

بنا بر آنچه گذشت گفتنی است این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند. (این نقل قول را از زبان آیت الله ناصری از اینجا دریافت کنید).

راقم این سطور از یک سو در امین و ثقه بودن این علمای فرزانه ذره ای تردید ندارد. از سویی دیگر ظاهر این سخن ممکن است با پاره ای از احادیث منقول از اهل بیت علیهم السلام(روایتهایی که با عنوان "توقیت" شهرت یافته‌اند(5)) سازگار نیفتد بنابراین دیدگاه معقول و روی آورد منطقی در قبال مساله یاد شده چیست؟

 

به عقیده ما نمی توان و نباید از سر شتابزدگی و با اخذ موضع عجولانه، شأن و منزلت برخی از سرمایه ها و ذخیره های علمی و معنوی این کشور را زیر سوال برده آنها را در عداد وقت گزاران امر ظهور و مصادیقی برای این گونه روایتها به شمار آورد بلکه می بایست آنجا که سخنی چنین تامل برانگیز( آنهم به نقل از عالمی فرهیخته و دانشمند که خود بیش و پیش از ما بر اینگونه روایات اطلاع و اشراف کامل دارد) مطرح می شود تمام سعی و دقت خویش را در فهم صحیح مراد و مقصود گوینده به کار بندیم.

به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد.

و اما رهیافت معقول و پاسخ به سوال مزبور در گرو تقدیم چند مقدمه است:

یکم:

 همانگونه که غیبت بر دو گونه است: غبیت صغری و غیبت کبری؛ ظهور نیز بر دو گونه است: ظهور اصغر و ظهور اکبر.

منظور از ظهور اکبر همان فرج حقیقی و تحقق حکومت عدالت محور آخرین حجت خدا در دوران آخر الزمان است اما مراد از ظهور اصغر، تحقق پاره ای از نشانه های آخر الزمان نظیر رویدادهای اجتماعی همانند قیامها و جنگها، وبرخی حوادث طبیعی همچون زلزله، سیلابها، خسوف و کسوف غیر عادی، و نیز برخی نشانه های خاص می باشد که در برخی کتب مانند کتاب"عصر ظهور" تألیف عالم فرزانه آیت الله کوران به تفصیل تبیین و بررسی شده است.

دوم:

وقوع برخی از نشانه های یاد شده حتمی است بدین معنا که تا این نشانه ها تحقق نپذیرد ظهور واقع نخواهد شد. برخی نشانه ها نیز محتمل الوقوعند.

سوم:

هر یک از نشانه های یاد شده به تنهایی در حکم معدّات (6) و به منزله علت ناقصه (7) برای تحقق ظهور اکبر انگاشته می شوند اما اراده و فعل انسانها به عنوان جزء اخیر علت تامه (8)در تحقق ظهور اکبر نقشی سرنوشت ساز و تعیین کننده دارد لذا در شماری از روایات، یکی از وظایف خطیر منتظران در عصر غیبت دعا و استغاثه به محضر ربوبی به منظور تعجیل در امر فرج معرفی شده است؛ و حضرت حجت علیه السلام خود راز گشایش این مسأله را به ما آموخته اند آنجا که درتوقیع صادر شده از ناحیه حضرتش می فرمایند:

"... و اکثرو الدعا لتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم" (9)

(... تا می توانید برای تعجیل در فرج دعا کنید چرا که فرج شما همان است.)

 

نتیجه گیری:

قدر مسلم پاره ای از نشانه های ظهور در عصر حاضر تحقق یافته است. ظهور این نشانه ها(ظهور اصغر) نوید بخش قریب الوقوع بودن ظهور اکبر است لکن اراده و فعل آدمیان می تواند در کنار سایر اسباب، موجب تسریع و یا تاخیر آن گردد.

 

پایان بخش نوشتار حاضر تذکار این نکته است که:

توقیت یاد شده از ناحیه علمای اعلام آن توقیت معهود در روایات نیست چرا که آن توقیت، تعیین زمان خاص الخاص و وقت دقیق برای امر ظهور است و این نحوه توقیت از کلام این بزرگان استنباط نمی شود.

منبع : سایت تبیان

براي سلامتي امام زمان صلوات بفرست. حتما

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 12:55  توسط احسان فريدي  |